89....

 

                           

 

اومدم همینجا بهت بگم ممنونم بابت تموم لحظه های تلخ 88 که میتونست تلخ تر و سیاهتر باشه ...اما لطف و مهربونی تو ختم به خیرش کرد....

ممنون بابت همه لحظه های خوب و قشنگی که قشنگتراز اون نمیشد و لطف و مهربونی تو همش رو برام رقم زد....

ممنون بابت همه لحظه هایی که دستم رو گرفتی و قدم به قدم همقدمم شدی...

ممنون بابت بودنت ....

* میشه روزهای 89 هم باهام باشی و تنهام نذاری؟!... میشه یکی از همین روزها قرارمون یادت بیاد و اجابتی کنی؟؟ ............

....... نمیدونم حواست هست یا نه ...اما فقط چند روز مونده تا 24 ماه هم تموم بشه...قراربود به 12 ماه هم نرسه ولی........................ میدونی خیلی وقته انتظار و دلتنگی شده سهم من؟؟؟  میدونی خیلی هوایی شدم؟؟ حواست هست بهم؟؟ فقط یه نیم نگاه از تو کافیه تا دوباره پر بگیرم.........

 

**دلم میخواد تک تک ثانیه های 89 لبریز از شادی و سلامتی باشه واسه هممون.....

**رستاخیز طبیعت بر شما "تلنگر" باد....... 

 

/ 5 نظر / 21 بازدید
قاصدک

سلام دوست عزیز راست میگی باز هم لطف خدا بود که سال 88 ختم به خیر شد . امیدوارم اسل خوبی در پیش داشته باشید .

وب نوشت

بسم الله... سلام...خوبین؟ عیدتونو تبریک میگم...ایشالله سالی سرشار از آرامش و سعادت و شادی و سلامتی و آرامش قلب در انتظارتون باشه[لبخند]

ساقی رضوان

سلام دوس جووووووووون چطوری؟؟؟ عمره میخاد را بیفته اما دیگه ماهارو تنها رامون نمیدن! چون هم مجردیم هم زیر 45 سال!!![گریه][گریه] امیدامون ناامید شده!!![گریه]

فرشته

سلام فرزانه مهربونم ممنون از بابت همه حرفای قشنگت اون شب واقعا دلم گرفته بود خیلی زیاد فرزان یه روزایی خیلی صبورم اما برعکش بعضی روزا طاقتم طاق میشه نمی تونم کاری انجام بدم در مورد مامان و بابام هم فقط بخاطر اینکه بابت کار احمد خیلی دارن اذیت میشن نگرانم با اینکه همممون دعا کردیم که اون یه کار پیدا کنه هنوز بی نتیجه موندیم اونم 26 سالشه و وقتی به هم سن های خودش نگاه میکنه اعصاب دیگه واسش نمی مونه دعاش کن از این بلاتکلیفی در بیاد و یه کار پیدا کنه و دل مامان و بابام شاد بشه برام دعا کن مثل همیشه

خدیجه خلیلی

سلام چه مطالب قشنگی آنچه از دل برآید لا جرم بر دل نشیند الهی تو اون دنیا خدا همجوارب با امام حسین رو نصیب شما و تمام محبانش بکنه به وبلاگ سلطان عشق سری بزنید خوشحال می شم. یا علی